
مردی که ۳۳ پل را با یک قلم نجات داد
استاد عبدالحسین جعفری شاهدانی، پیشکسوت رسانهای اصفهان، در گفتگویی خواندنی از سالها تجربه، تاثیرگذاری تیترها و روایتهای ماندگار در بزنگاههای تاریخی میگوید.
به گزارش پارسینه پلاس، به نقل از کوروش دیباج: استاد عبدالحسین جعفری شاهدانی، روزنامهنگاری است که نامش با روزهای پرتلاطم تاریخ معاصر اصفهان و صدای صادق رسانه گره خورده است. از نخستین گزارشهایی که لرزه بر پیکر بیتفاوتیها انداخت تا روایتهایی که توانستند در سرنوشت آدمها، خیابانها، و حتی بناهای این شهر تاریخی اثر بگذارند، قلم او همواره دغدغهمند، تیزبین و متعهد بوده است. او نه تنها راوی رویدادها، که بخشی از آنها شده؛ گاه در قامت خبرنگاری پیگیر و گاه در نقش ناجی خاموشی که از درون یک گزارش، دردی را درمان کرده است.
در این گفتوگوی تفصیلی، به دل خاطراتی پا میگذاریم که هر یک میتوانند سندی از تاریخ رسانه در ایران باشند؛ از توقیف عبور خودروها از روی پل سیوسهپل گرفته تا دخالت در توقف پروژههای بینالمللی، نجات یک زندانی با یک گزارش، و پردهبرداری از اسرار جنایی دههها پیش. آنچه پیش روی شماست، بخش پایانی این گفتوگو با این راوی پرحادثه و کمنظیر مطبوعات اصفهان است.
استاد عبدالحسین جعفری شاهدانی، در کارنامهتان گزارشهای متعددی دارید. کدام گزارش برایتان بیشترین تأثیر را داشت؟
گزارش زیاد نوشتهام، اما یکی از مهمترینشان گزارشی بود که باعث ممنوعیت عبور وسایل نقلیه از روی ۳۳ پل شد. آن زمان ماشینها از روی پل عبور میکردند و این اثر تاریخی در خطر جدی بود. گزارشی نوشتم با تیتر «نگذاریم ۳۳ پل فرو بریزد» و به ویژگیهای مهندسی پل و سابقه تاریخی آن پرداختم. تنها ظرف یک هفته، عبور وسایل نقلیه روی پل ممنوع شد. این یکی از تأثیرگذارترین گزارشهای زندگیام بود.
خاطرهای هم دارید درباره جلوگیری از توهینی در یک فیلم خارجی مربوط به زندگی حضرت محمد (ص). آن را هم برایمان تعریف میکنید؟
بله، فیلم «محمد رسولالله» را میخواستند بسازند. خبرگزاریهای خارجی گزارش داده بودند که عمر شریف قرار است نقش حضرت محمد (ص) را بازی کند، چون با عربستان آشناست. مدتی بعد رئیس دانشگاه الازهر به ایران آمد. در جریان دیدار با آیتالله ارباب، موضوع را مطرح کردم. او گفت: «چنین فتوایی از الازهر صادر نشده و بازیگری در نقش حضرت محمد (ص) حرام مطلق است.» گزارش من در صفحه ۷ روزنامه اطلاعات منتشر شد و به سرعت به خبرگزاریهای خارجی مخابره شد. نتیجهاش این بود که فیلمسازان مجبور شدند چهره پیامبر را نشان ندهند و فقط با نور، راوی و عصا، داستان را روایت کنند.
تجربهای از کارکرد انسانی رسانه دارید؟ مثلاً جایی که کمک کرده باشید فردی از گرفتاری نجات پیدا کند؟
بله، موردی داشتم که یک مرد به خاطر پرداخت نکردن نفقه زندانی شده بود. رفتم زندان، گفتم ماجرا چیست؟ گفتند مادر بچه شکایت کرده. هزار یا دوهزار تومان بدهکار بود. نامه ضمانت نوشتم و آزادش کردیم. مدیرعامل شرکتی، بعداً تماس گرفت و گفت: «مشکلشان چه بود؟» بعد یک چک ۵ هزار تومانی برایم فرستاد. با آن پول وسایل زندگی برایشان خریدیم. آن مرد بعد از آزادی با پسرش در آغوش هم گریستند. هنوز آن عکس را دارم.
درباره پرونده قتل آیتالله سید ابوالحسن شمسآبادی هم شما پیگیریهای خاصی داشتید. چطور از آن ماجرا باخبر شدید؟
صبح یکی از روزها با تاکسی میآمدم که شنیدم مسافر بغل دستی گفت پیشنماز مسجد جعفریه دزدیده شده. حساس شدم. رفتم دفتر روزنامه و پیگیر شدم. وقتی جنازه پیدا شد، جمعیت زیادی برای تشییع آمدند، حدود ۵۰ هزار نفر. روحانی برجستهای بود و موجی از خشم و پرسشها جامعه را فرا گرفت. اصلاً ساواک متهم بود، ولی سرنخی نبود.
چطور توانستید سرنخها را پیدا کنید؟
از اطرافیان آقای شمسآبادی درباره وصیتنامهاش پرسیدم. کارآموز خبرنگاریام، آقای فیاض، خانه حاج شیروانی را پیدا کرد؛ مردی که رابطه مرید و مرادی با آقای شمسآبادی داشت. فهمیدم در روز قتل، لاستیک ماشینش پنچر شده بوده و رفتارهای مشکوکی داشته. سرنخها را دنبال کردیم، تا اینکه تیتر روزنامه اطلاعات شد: «همسر و فرزندان متهم، سکوت را شکستند». حتی تلفن ناشناسی هم داشتیم که گفت اطلاعات قتل را در نامهای برای دادستان فرستاده. همه اینها را پیگیر شدیم، گزارش نوشتیم، نامه را پیدا کردیم، پرونده را دنبال کردیم.
آن زمان دسترسی به پروندهها و منابع آسان نبود. چطور این همه جزئیات را جمعآوری کردید؟
با دادستان صحبت کردم و اجازه گرفتم برای تحقیقات به شهرستان بروم. گفتم اگر هم بلایی سرم آمد، بدانید کجا بودم. در نجفآباد به دنبال کتاب «شهید جاوید» صالحی نجفآبادی گشتم. فتوای علما را هم جمع کردم. حتی برخی میگفتند کتاب ضاله است. با همه این مدارک برگشتم و ادامه گزارش را نوشتم. کارم با وسواس زیاد انجام شد. با مردم حرف زدم، به منازل مظنونان رفتم و حتی از روی لحن صحبتهایشان استنباط میکردم که راست میگویند یا نه.
در پایان، اگر بخواهید یک جمله بگویید که قدرت واقعی رسانه را تعریف کند، آن چیست؟
رسانه اگر درست و صادقانه عمل کند، میتواند پلهای تاریخی را نجات دهد، از حرمت پیامبر (ص) دفاع کند، انسانی را از زندان آزاد کند و حتی پرده از یک جنایت بردارد. این است قدرت رسانه.