چگونه نفس خود را بیمه کنیم؟

استاد حوزه و دانشگاه گفت: اگر نفس در مبانی قرآن کریم و احادیث ائمه(ع) تربیت شد خوشبخت می‌شود و در مقابل همه پستی‌ها و پلیدی‌ها بیمه می‌شود و اگر تربیت نشود ذلالت نفس انتها ندارد و انسان را به سوی طمع‌ها و زیاده‌خواهی‌ها سوق می‌دهد و این نفس که احسن‌التقویم است مثل جهنم می‌شود.

به گزارش پارسینه پلاس به نقل از پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نفس یکی از پیچیده‌ترین ابعاد وجودی انسان است که نقش اساسی در شکل‌دهی شخصیت، افکار و اعمال او دارد؛ در متون فلسفی و عرفانی، نفس به عنوان نیرویی درونی تعریف می‌شود که انسان را به سوی تمایلات گوناگون سوق می‌دهد. این تمایلات می‌توانند مثبت و سازنده باشند یا منفی و مخرب، که در نتیجه، شناخت و کنترل نفس از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

بنابر روایت ایکنا، تزکیه و تهذیب نفس، فرآیندی است که در آن انسان تلاش می‌کند با اصلاح اخلاق و پالایش درون از صفات ناپسند، به فضایل اخلاقی و کمالات انسانی نزدیک شود. این مسیر نیازمند خودشناسی، مجاهدت با نفس و بهره‌گیری از تعالیم دینی و عرفانی است. قرآن کریم و آموزه‌های اسلامی بر اهمیت تزکیه تأکید کرده‌اند و آن را راهی برای رسیدن به سعادت و قرب الهی دانسته‌اند. با تزکیه، انسان از آلودگی‌های نفسانی رها شده و به مرحله‌ای می‌رسد که در آن، اعمال و افکارش در راستای ارزش‌های الهی و اخلاقی قرار می‌گیرد، که نتیجه آن آرامش درونی و سعادت واقعی است.

مبارزه و جهاد در عرفان امام، تنها جهاد با نفس نیست، بلکه جهادی همه جانبه است
این توبه‌ می‌تواند قلب انسان را از قساوت نجات بدهد!
حجت‌الاسلام قادر فاضلی، استاد حوزه و دانشگاه به گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا درباره «تزکیه و تهذیب نفس» نشست، مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم؛

در تعالیم دینی ما به نفس خیلی بها داده شده است به گونه‌ای که خدای سبحان در قرآن کریم به این نفس قسم یاد کرده و فرموده است «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» یعنی قسم به آن نفس و آنچه که آن را استوار ساخت و به کمال رساند. نفس به‌قدری ارزش دارد که خداوند قسم می‌خورد و در تعالیم ائمه اطهار(ع)، معصومین(ع) و پیامبر اکرم(ص) بیشترین توصیه به نفس شده است و قرآن کریم هم می‌فرماید: «علیکم به انفسکم» یعنی بر شما باد که نفس خودتان را مراقب باشید و اگر مراقب نفستان باشید «لَا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ» یعنی اگر کسی که گمراه شد گمراهی او به شما ضرر نمی‌زند.

اگر شما نفس‌شناس نباشید و نفس خود را کنترل نکنید؛ آدم‌های گمراه شما را زود گمراه می‌کنند. پس یکی از راه‌های حفظ و صیانت از هدایتی که خدا به ما نصیب کرده است این است که اول به خودمان برگردیم و نفس خود، قوای نفس، ‌عظمت نفس و ارزش نفس را بشناسیم در این صورت اگر همه عالم گمراه شوند؛ گمراهی آنها به ما ضرر نمی‌زند و به خودشان ضرر می‌زند. مولوی شاه‌بیتی دارد که برگرفته از آیات و احادیث است؛ می‌گوید «گر شود عالم پر از خون مال مال/ کی خورد مرد خدا الا حلال» یعنی اگر عالم را نجسی بردارد؛ انسانِ پاک در دریای خون هم پاک زندگی می‌کند.

اکنون ما گرفتار همین مسئله هستیم که بسیاری درگیر ربا، باندبازی، اختلاس از بیت‌المال و… هستند و اگر بپرسی چرا اینگونه عمل می‌کنی؟ پاسخ می‌دهد «الان همه اینگونه هستند»؛ مولوی می‌گوید اگر تمام عالم هم آلوده باشد، انسان مرد خدا، پاک زندگی می‌کند.

باز کردن‌ توجیه‌المسائل‌ها با بی‌توحهی به خود
مشکل این است که ما مرد خدا نیستیم. باید حواسمان به خودمان باشد؛ چون در این صورت اگر تمام عالم هم گمراه شود ما گمراه نمی‌شویم اما اگر حواسمان به خودمان نباشد؛ توجیه‌المسائل‌ها باز می‌شود و مدام توجیه می‌کنیم که «همه در حال خوردن هستند و ما هم می‌خوریم و اگر ما نخوریم دیگران می‌خورند» در صورتی که باید گفت آیا اگر دیگران هم معتاد شدند ما هم باید معتاد شویم؟ یا اگر دیگران خودکشی کردند ما هم باید خودکشی کنیم؟ این توجیهات برای نفس است.

نفس اماره‌ انسان را به بدی امر می‌کند؛ اگر انسان نفس خود را به مقام نفس مطمئنه نرساند تابع نفس اماره می‌شود و مدام بدی می‌کند. قرآن کریم از زبان حضرت یوسف(ع) می‌فرماید: «وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی» یعنی من نفس خود را تبرئه نمی‌کنم؛ طبیعتاً نفس امر به بدی می‌کند مگر اینکه خداوند رحم کند تا بتوان جلوی اماره بودن نفس را بگیریم. انسان زمانی مورد رحم الهی قرار می‌گیرد که به «علیکم به انفسکم» توجه داشته باشد.

توصیه حضرت علی(ع) به حفاظت از نفس
امیرالمؤمنین(ع) در توصیه‌هایی به فرزندانش به موضوع توجه به نفس توجه دارد که در نامه ۳۱ به امام حسن(ع) می‌فرماید «أَکْرِمْ نَفْسَکَ عَنْ کُلِّ دَنِیَّهٍ وَ إِنْ سَاقَتْکَ إِلَی اَلرُّعْبِ فَإِنَّکَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِکَ عِوَضاً» یعنی نفس خودت را از هر پستی و پلیدی حفظ کن؛ چراکه نفس، انسان را به سوی چیزهایی که به آن راغب است و دوست دارد می‌کشاند. باید حواست جمع باشد که اگر نفس را خراب کردی چیز دیگری جایگزین نفس وجود ندارد.

اگر همه عالم را به ما بدهند و ما در مقابلش نفس خود را بفروشیم ضرر کرده‌ایم. امام علی(ع) می‌فرماید: «إنَّهُ لیسَ لأنْفُسِکُم ثَمَنٌ إلاّ الجَنّهُ» یعنی برای نفس شما مزدی جز بهشت نیست پس این نفس را به کمتر از بهشت نفروشید. همه این موارد به موضوع نفس‌شناسی توجه دارد و یکی از فلسفه‌های وجودی ماه رمضان این است که ما به خودمان بیایم و نفسمان را بشناسیم.

امام علی(ع) در نامه دیگری به فرزند خود محمد حنفیه می‌فرماید «أحسن إلی جمیع الناس کما تحب أن یحسن إلیک، وارض لهم ما ترضاه لنفسک» یعنی پسرم به مردم احسان کن همانطور که دوست داری به خودت احسان شود و برای مردم راضی به همان باش که در حقشان بشود که دوست داری در حق خودت بشود. امام علی(ع) نفس را در اینجا برای بشر «میزان‌الاعمال» قرار داده‌اند. باید نفس خود را ملاک قرار دهیم و ببینیم که از چه چیزهایی خوشش می‌آید و از چه چیزهایی بدش می‌آید و بدانیم که دیگران هم همینگونه هستند؛ یعنی اگر نفس ما تمایل ندارد که کسی پشت‌ سرمان غیبت کند، تهمت بزند، بی‌احترامی کند؛ دیگران هم همینگونه هستند.

حضرت علی(ع) در حدیث دیگری می‌فرمایند «اجعل نفسک میزان بینک و بین غیرک» یعنی نفس خود را میزانی بین خودت و بین دیگری قرار بده. نفس یک ترازوی فطری است و نیازی به دانشگاه، حوزه علمیه و تعلیم و تربیت‌ ندارد. نفس مانند معلم و مربی است که خدای سبحان در ذات ما قرار داده است.

آفرینش انسان در احسن‌التقویم
ماه مبارک رمضان آمده است تا ما آب دیده شویم و خدای سبحان که نسل ما را در پاک‌ترین صورت‌ها آفریده است که در قرآن می‌فرماید «لقد خلقنا الانسان فی احسن ‌التقویم» ما انسان را در بهترین صورت و شکل در استحکام کامل آفریدیم ولی او خود را در اثر طمع‌ها منحرف می‌کند. خواجه حافظ شیرازی می‌گوید «مرا گر تو بگذاری ای‌ نفس طامع/ بسی پادشاهی کنم در گدایی» و مولوی می‌گوید «احسن التقویم در والتین بخوان/ که گرامی گوهرست ای دوست جان» یعنی این جان تو بهترین گوهر است و آن را آلوده‌اش نکن. «احسن‌التقویم از عرش تو فزون/ احسن‌التقویم از فکرت برون» یعنی احسن‌التقویم به قدری گسترده است که گویی گستردگی آن از عرش الهی بیشتر است. «گر بگویم قیمت این ممتنع/ من بسوزم هم بسوزد مستمع» یعنی اگر بخواهم در قیمت این نفس صحبت کنم، ممتنع است زیرا امکان ندارد انسان بتواند قیمت نفس را برآورد کند؛ زیرا به قدری زیاد است که هم خودم می‌سوزم هم شنونده می‌سوزد.

رابطه تربیت نفس و خوشبختی
اگر نفس در مبانی قرآن کریم و احادیث ائمه(ع) تربیت شد خوشبخت می‌شود و در مقابل همه پستی‌ها و پلیدی‌ها بیمه می‌شود و اگر تربیت نشود ذلالت نفس انتها ندارد و انسان را به سوی طمع‌ها و زیاده‌خواهی‌ها سوق می‌دهد و این نفس که احسن‌التقویم است مثل جهنم می‌شود. جهنم‌صفت بودن به این معنا که قرآن می‌گوید ما هرچه به جهنم می‌ریزیم و می‌پرسیم آیا سیر شدی؟ جهنم در مقابل می‌گوید آیا باز هم داری؟ به همین دلیل مولوی در تمثیلی می‌گوید که اگر این نفس را رها کنی جهنم صفت خواهد شد. «صورت نفس ار بجویی ای‌پسر/ قصه دوزخ بخوان با هفت در؛ هر نفس مکری و در هر مکر زان/ غرقه صد فرعون با فرعونیان» یعنی اگر نفس را رها کنیم در هر دم هزاران حیله خواهیم داشت که از آن صدها فرعون به عمل می‌آید و کار را به جایی می‌رساند که می‌گوید «انا ربکم الاعلی» یعنی من خدای شما هستم.

از رها شدن نفس کار به اینجا می‌رسد، به همین دلیل در قرآن، احادیث و ادبیات گفته شده است که نفس به بت تبدیل می‌شود و فرد را بت‌پرست می‌کند. اگر نفس را رها کنیم ظاهراً فکر می‌کنیم که مؤمن هستیم در صورتی که بت پرستیم؛ ‌زیرا در حال پرستش هوای نفس خود هستیم و هر چه دستور می‌دهد به سراغ آن می‌رویم.

آسیب‌های معبود قرار دادن نفس
قرآن کریم می‌فرماید: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ» یعنی آیا ندیدید کسی را که هوای نفس خود را معبود خود قرار داده است؟ ممکن است ظاهراً نماز هم بخواند ولی نماز می‌خواند تا نماز خود را دکان کند تا مردم را از راه به در کند و خود را عابد و زاهد و مسلمان جلوه کند تا کلاه دیگری بر سر مسلمانان بگذارد. مرحوم امام خمینی(ره) می‌فرمودند که اگر انسان خودسازی نکند حتی درس توحید هم برای او دام شیطانی می‌شود.

مولوی براساس همین آیه شریفه می‌گوید «مادر بتها بت نفس شماست/ زانک آن بت مار و این بت اژدهاست» یعنی بت نفس در مقابل سایر بت‌ها حکم اژدها دارد و بتی که از سنگ و چوب می‌تراشند به بت نفس شرف دارد؛ چون در پرستش بت سنگی یا چوبی فرد غیر پرستی می‌کند مقداری تواضع دارد اما در خودپرستی فرد به هیچ کس بها نمی‌دهد و فقط خودش را قبول دارد.

مولوی در مثنوی با توجه به این آیات و احادیث بیست صفت برای نفس استخراج کرده است مانند نفس سوفسطایی، نفس شیطانی، نفس دشمن یا نفس‌هایی که مشخصات حیوانی دارد مانند نفس خر، گاو، سگ و… که همگی بر مبنای احادیث هستند. پیغمبر اکرم(ص) و امام علی(ع) فرمودند «دشمن واقعی تو نفس خودت است» یا مولوی در جای دیگر گفته است «می‌گریزم تا رگم جنبان بود/ کی فرار از خویشتن آسان بود؛ آنک از غیری بود او را فرار/ چون ازو ببرید، گیرد او قرار؛ من که خصمم هم منم اندر گریز/ تا ابد کار من آمد خیزخیز؛ نه به هندست آمن و نه در ختن/ آنک خصم اوست سایه خویشتن» تمام این صحبت‌ها برای این است ما به خودمان توجه نمی‌کنیم و متاسفانه می‌خواهیم که قبل از خودسازی، دیگران بسازیم.

تقدم ساخت خود بر ساخت دیگران
آیت‌الله بهاالدینی را خدا رحمت کند؛ ایشان موعظه می‌فرمودند که عمده مشکلات ما این است که ما خودمان را نساخته‌ایم و می‌خواهیم دیگران را بسازیم و این کار تخریب بار می‌آورد و نه تنها دیگری را نمی‌سازد بلکه خراب‌تر هم می‌کند. انسان اول باید به خودش بپردازد چراکه قرآن کریم فرمود «علیکم به انفسکم» یا «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» یعنی خود را حفظ کنید سپس خانواده خود را حفظ کنید سپس اگر فرصت شد به دیگران به پردازید به همین دلیل خداوند در ابتدای بعثت پیامبر اکرم(ص) فرمود «وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» یعنی اگر می‌خواهی مردم را هدایت کنی اول باید از عشیره خودت آغاز کنی که همین عشیره نیز درجه‌بندی‌ دارد و باید از نزدیک‌ترها شروع کنی.

ان‌شاءالله ماه مبارک رمضان بهانه‌ای شود تا از برکات این ماه که خدای سبحان شیاطین را بسته و به زنجیر کشیده است تا اندکی ما آزادتر باشیم و راحت‌تر بتوانیم به خودمان بپردازیم؛ نهایت استفاده را ببریم. امام علی(ع) فرمودند «أنَّ المؤمنَ لا یُصبِحُ و لا یُمسِی إلاّ و نَفسُهُ ظَنُونٌ عِندَهُ» یعنی مؤمن شب را روز نمی‌کند مگر اینکه اول به خودش بدبین می‌شود؛ اگر به خودمان بدبین شدیم و خودمان را اصلاح کردیم آن وقت می‌توان به سراغ مردم برویم که مولوی هم همین موضوع را به شعر درآورده است که می‌گوید «متهم کن نفس خود را ای فتی/ متهم کم کن جزای عدل را؛ توبه کن مردانه سر آور به ره/ که فمن یعمل بمثقال یره؛ در فسون نفس کم شو غره‌ای/ که آفتاب حق نپوشد ذره‌ای».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا