
هوش مصنوعی «پشت میزنشینها» را میبلعد، نه کارگران ساختمانی را | هوش مصنوعی چقدر جای یقه سفیدهای ایرانی را تنگ میکند؟
مطابق با دادههای شاخص آمادگی هوش مصنوعی در سال 2023، ایران با شاخص 42 در رتبه 94 جهان قرار دارد. بخشی از این مشکل به تحریمها و عدم امکان برقراری روابط با شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی، حتی شرکتهای مهم چینی، دارد.
خودکارسازی یا مولدسازی؛ مسئله این است
علیرضا میردیده در اکوایران نوشت: مهمترین نکتهای که گزارش مذکور با استناد به گزارشهای صندوق بینالمللی پول بدان اشاره دارد، آن است که مواجهه کلی با هوش مصنوعی در سطح جهانی، در حدود ۳۸ درصد است. اگرچه میزان مواجهه با هوش مصنوعی در اقتصادهای پیشرفته رقمی در حدود ۵۸ درصد است، اما بایستی مدنظر قرار داشت که برخلاف انقلابهای فناورانه پیشین که به خودکارسازی منجر شد، در شرایط کنونی آن دسته از مشاغلی بیشتر در معرض تأثیرگذاری هوش مصنوعی هستند که به مشاغل یقه سفید معروف هستند.
به دیگر سخن، مشاغلی که بیشتر با کارهای یدی و فعالیتهای فیزیکی مرتبط هستند، تأثیر کمتری از فراگیری هوش مصنوعی خواهند دید. مشاغلی که بیشتر دانشی و مرتبط با تحلیل و پردازش داده هستند، تأثیر بیشتری خواهند دید. به واقع، هر چه مشاغل با دانش و تحلیل فرد بیشتر مرتبط باشد، هوش مصنوعی بیشتر آن را دگرگون خواهد کرد. بر این اساس، مشاغلی چون کارگران ساختمان، رانندگان و کشاورزان، تأثیر کمی از فراگیری هوش مصنوعی خواهند دید اما در سوی دیگر، مشاغلی چون پژوهشگران دانشگاهی، تحلیلگران بازارهای مالی، معلمان، نویسندگان و مترجمان، بیش از همه تحت تأثیر رواج این فناوری نوین قرار خواهند گرفت.
از این رو، میتوان خلاف پژوهشگرانی که نسبت به پیامدهای تشدید خودکارسازی هشدار دادهاند، به پیامدهای رواج این فناوری خوشبین بود؛ از آن رو که مشاغلی که با رواج هوش مصنوعی جایگزین خواهند شد، رقم بالایی نخواهد بود و فرد از قضا میتواند با آموزش و فراگیری بهرهمندی از این بازار نوین، کارایی خود را افزایش دهد.
نقش دولت: کارفرمای پیشگام، نه تنظیمگرِ صِرف
متناسب با این ویژگیهایی که شرح آن در بالا رفت، افزایش مهارتهای جامعه در بهرهگیری از هوش مصنوعی و مولدسازی جامعه از رهگذر آموزش همگانی آن، امری حیاتی و اساسی است. در تلقی کنونی از هوش مصنوعی، این ابزار دیگر جایگزین نیروی انسانی نخواهد بود؛ بلکه ابزاری حیاتی برای فعالیت نیروی انسانی است. از این رهگذر، میتواند برای نیروی انسانی با سطوح مهارتی پایین، نقش مکمل داشته باشد و از این طریق، سطوح نابرابریهای مهارتی را تا حدی کاهش دهد.
بنابراین، دولت در این رویکرد به هیچ عنوان تنها نقش تنظیمگر یا ناظرِ صرف را نخواهد داشت؛ بلکه خود به کارفرمایی بدل میشود که هوش مصنوعی را در فرایندهای اداری، ارائه خدمات عمومی و حتی تصمیمسازی به کار خواهد گرفت. در این سازوکار، دستکم دو هدف قابل تحقق است. نخست آنکه کارکنان بخش عمومی به طور مستقیم در معرض یادگیری عملی و روزمره هوش مصنوعی قرار خواهند گرفت. دوم آنکه دولت با این اقدام نوعی الگوی نهادی برای بخش خصوصی ایجاد خواهد کرد. البته بایستی متذکر شد که در اقتصادهای در حال توسعه نظیر ایران، از قضا خلاف تصور گزارش، بخش خصوصی بیشتر از بخش عمومی درگیر بهرهگیری و فراگیری هوش مصنوعی هستند و دولت در ایران بایستی این شکاف را پر کند.
از سوی دیگر، دولت بایستی در نهادهای آموزشی خود، اعم از آموزش عالی و نهادهای مهارتافزایی، نظیر سازمان آموزش فنی و حرفهای در ایران، بایستی فراگیری هوش مصنوعی، علم داده و یادگیری ماشینی را در دستورکار خویش قرار دهند. در این بین، آموزش فنیوحرفهای بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که در کوتاهمدت میتواند سبب ارتقاء سطح مهارتی نیروی کار موجود در بازار شود.
در نهایت این گزارش توصیه میکند که برای جلوگیری از جایگزینی نیروی کار با هوش مصنوعی و بهرهگیری از آن به مثابه بازار مکمل، نیاز بازطراحی نهادی و افزایش هزینه جایگزینی نیروی کار است. گزارش بیان میکند که «در شرایطی که اخراج نیروی انسانی کمهزینه و بدون پیامد نهادی باشد، کارفرما انگیزهای برای استفاده مکمل از هوش مصنوعی نخواهد داشت. در مقابل اگر مقررات بازار کار، اخراج را پرهزینهتر و آموزش مجدد را مقرون به صرفهتر کند، مسیر پیادهسازی فناوری تغییر میکند». لازم به ذکر است که مداخله دولت تنها نبایستی از رهگذر امور تعزیری و جریمه و سازوکار سلبی باشد؛ چرا که اینگونه مداخلات بنا به تجربه مداخلات دولت در بازار همواره با شکست مواجه شده است. بدیهی است که بخش خصوصی از افزایش سطح مهارتی کارکنانش بیش از دولت سود خواهد برد. پیامدهای بازآرایی نهادی بازار کار بایستی به صورتی باشد که بخش خصوصی تشویق به تکمیل مهارتی شود، وگرنه همواره راهی برای دورزدن سازوکارهای سلبی وجود خواهد داشت.
وضعیت در ایران چگونه است؟
مطابق با گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ایران در قیاس با کشورهای خاورمیانه نظیر امارات، عربستان، کویت، عمان و حتی لبنان وضعیت ضعیفتری در بهرهگیری از هوش مصنوعی دارد. مطابق با دادههای شاخص آمادگی هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۳، ایران با شاخص ۴۲ در رتبه ۹۴ جهان قرار دارد. بخشی از این مشکل به تحریمها و عدم امکان برقراری روابط با شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی، حتی شرکتهای مهم چینی، دارد.